حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2398

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

در 34 م . ، همين كه شنيد ، كه زنو مرده ، داخل ارمنستان گرديده آن را اشغال كرد و پسر بزرگترش را بر تخت نشانيد . اسم او را نميدانيم ، زيرا ديوكاسّيوس و تاسىتوس فقط نام خانوادگى او را ، كه ارشك است ذكر كرده‌اند ، ولى معلوم است ، كه نام شخصى هم داشته . از كتاب 15 ، فصل 1 ، بند 36 سترابون هم‌چنين برميآيد . در همانوقت اردوان از روميها تقاضا كرد ، خزانه‌اى را ، كه ونن از پارت برده و در سوريّه يا در كيليكيّه گذارده ، پس بدهند و اظهار كرد ، كه او حقّا پادشاه تمام ممالكى است ، كه در ايّام قديم متعلّق بمقدونيّه يا پارس بوده ، زيرا او حقّ دارد ، خود را جانشين كوروش و اسكندر بداند ( تاسىتوس ، سالنامه‌ها ، كتاب 6 ، بند 31 ) . بعد ، چون ديد ، كه تىبريوس حاضر نيست با پارت بجنگد و به وىتلّيوس والى سوريّه دستور داده ، مناسباتى صلح‌آميز با پارت داشته باشد و از جنگ احتراز كند ، درصدد برآمد ، كاپادوكيّه را ، كه در اين زمان جزء روم بود ، اشغال كند و بعض عمليّات براى انجام اين مقصود خود كرد . جهت آن بود ، كه اردوان از احوال تىبريوس بىاطّلاع نبود . احوال تىبريوس اگرچه شرح احوال تىبريوس بتاريخ ايران مربوط نيست ، ولى براى فهم وقايع مقتضى است ، كلمه‌اى چند در اين باب بگوئيم . او پسرخواندهء اكتاويوس اگوست قيصر روم بود و سردارى نامى بشمار ميرفت ، زيرا در جنگ‌هاى عديد با بهره‌مندى بر مشكلات فائق آمده بود . پس از مرگ قيصر بواسطهء نامى ، كه داشت و نيز از جهت نفوذ مادرش ، كه از متنفّذات روم بود ، طرفدارانش غلبه كرده و او را بجاى اگوست نشانيده قيصر و اگوستش خواندند . تىبريوس در داخلهء روم اصلاحاتى مجرى داشت ، اوضاع دولت روم را بهتر كرد و در سياست خارجه پيرو عقيدهء اكتاويوس گرديده بسط آن را ، بيش از آنچه كه بود ، براى روم مضرّ دانست ، ولى چون خودرأى و مستبدّ بود ، به اين و آن پيچيد و دشمنان زياد يافت .